مرزپیما
برهنگی صلیبی است که بر دوش می کشیم
تاريخ نگارش : ۲۹ اسفند ۱٣۹۰

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    


 
برهنگی صلیبی است که بر دوش می کشیم

نمایشگاه نقاشی شروین پاشایی در "دانشگاه هنر برلین وایسن زه"
گشایش ۲۲ مارس ۷ بعد از ظهر
بازدید ۳۰-۲۲ مارچ ۱۰ صبح تا ۶ بعد از ظهر

 
نسرین بصیری
سیب تازه:
http://www.iranologie.org


چرا این یاد داشت را می نویسم؟
دلم می سوزد به حال دو سوم از مردم کشورم که زیر ۳۰ سال دارند، پس از انقلاب زاده شدند و بر سر سه راهی هستند: با پیامد های انقلاب کنار بیایند، به زندان بروند و از دست بروند، یا از ایران بروند.
دلم می سوزد به حال مردمی که نه در این سوی مرز آسایش دارند و نه در آنسو آرامش. دلم می سوزد
به حال هنرمندانی که تنها انتخاب شان در زندگی این است؛ خودشان، نیاز ها و آرمان هاشان را قربانی کنند. یا آزادی و جانشان را. خودشان را بفروشند و مورد نفرت مردم قرار بگیرند و یا نفروشند و مورد نفرت قدرتمندان قرار بگیرند. آزادانه سخن بگویند و سرشان را بر باد بدهند، یا به ساز قدرتمندان برقصند و آبرویشان را بر باد بدهند.
    
شروین پاشایی کیست؟
 
پنج سال پس از انقلاب زاده شده و امروز بیست و هشت سال دارد، در هنرستان هنر های زیبا نقاشی خوانده و بعد تغییر رشته داده و در رشته های گرافیک و عکاسی بطور همزمان تحصیل کرده  و در طول نه سال گذشته بیش از بیست نمایشگاه انفرادی و چهل و نه نمایشگاه گروهی برگزار کرده است،  در گالری خصوصی، آتبین، سین ، سیحون و...
 
پاشایی گرافیک هم کار می کند.
کارهای شروین پاشایی آبانماه سال ۱۳۹۰ در گالری سیحون به نمایش گذاشته شد ولی زود تر از موعد برچیده شد.
 
دلایل رسمی بر چیده شدن نمایشگاه

خبرگزاری فارس در این باره نوشت: "شروین پاشایی هنرمند نقاش هفته پیش نمایشگاهی از آثار نقاشی خود را در گالری سیحون برپا کرده بود که زودتر از موعد پایان یافت اما مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد دستوری برای توقف صادر نکرده است.

به گزارش خبرنگار هنرهای تجسمی فارس ... مدیریت گالری سیحون نیز این خبر را تکذیب کرد اما پاشایی به خبرنگار فارس گفت که افرادی ناشناس بارها او را تهدید کرده و خواستار جمع‌آوری آثار نمایشگاهش شده‌اند. نادر سیحون مدیر گالری سیحون در گفت‌وگو با خبرنگار هنرهای تجسمی فارس درباره توقف پیش از موعد نمایشگاه نقاشی شروین پاشایی ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: اصلا چنین چیزی صحت ندارد و برای ما هم عجیب است که این خبر چگونه منتشر شده است. در حالی که پیش از انتشار اخبار مربوط به گالری‌ها باید با مدیریت گالری هماهنگی صورت بگیرد و درباره صحت و سقم اخباری از این دست اطلاع لازم گرفته شده و منتشر شود وی افزود: شنیدن این خبر برای من هم معماست. آقای پاشایی هفته گذشته در گالری سیحون نمایشگاه داشتند که به اتمام رسید و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. با این حال تکذیبیه این خبر را که در یکی از روزنامه‌های صبح منتشر شده بود،‌ امروز در همان صفحه منتشر کردیم. مدیر داخلی گالری سیحون خانم پاکزاد نیز این خبر را تکذیب کرد و به خبرنگار فارس گفت: آقای پاشایی حدود ۱۱ اثر خود را هفته پیش در گالری سیحون به نمایش گذاشت که ۹ تابلو آن فروش رفت و با توجه به این که خریداران این آثار قصد داشتند تابلوها را با خود به سفر خارج از ایران ببرند،‌ مجبور شدیم تابلوها را به آن‌ها تحویل دهیم و بنا بر نظر مدیریت گالری تصمیم گرفته شد که با توجه به فروش حداکثر آثار این نمایشگاه،‌ پیش از موعد مقرر و در مدت زمان یک هفته‌ای نمایشگاه خاتمه یابدپاکزاد همچنین عنوان کرد: آقای پاشایی عنوان کرده‌اند که کسانی با ایشان تماس گرفته‌اند و خودشان را مسئولان مرکز هنرهای تجسمی معرفی کرده و خواسته‌اند که نمایشگاهشان را برگزار نکنند و این ماجرا به پیش از برگزاری نمایشگاه برمی‌گردد به گزارش فارس، خبر توقف این نمایشگاه در حالی منتشر شده است که مسئولان مرکز هنرهای تجسمی و مدیریت گالری سیحون آن را تکذیب کرده و از شنیدن خبر آن ابراز شگفتی کردند"
 
روایت "خود نویس"ی که بی سانسور به گردش در می آید
نشریه‍ی اینترنتی "خودنویس" نوشت: ”نمایشگاه نقاشی‌های شروین پاشایی که در روز ششم آبان در گالری سیحون تهران افتتاح شده بود، در ششمین روز خود، یعنی چهارشنبه یازدهم آبان به دستور مقامات دولتی بسته شد... توقیف این نمایشگاه در حالی است که مسئولان وزارت ارشاد هنرمندان را ملزم ساخته‌اند که قبل از برگزاری نمایشگاه، عکس آثار را برای صدور مجوز نمایشگاه به مسئولان ارائه کنند. مقامات وزارت ارشاد به پاشایی گفته‌اند که علت این توقیف «نمایش تصاویر خلاف شرع در این نمایشگاه» است.
«باروری و آبستن بودن» ... از مضامین این آثار بوده است".

روایت سوم: روایت شروین پاشایی
 
سوال می کنم:
بنظر خودتان چرا جلو نمایشگاه شما را گرفتند. حتی اگر دلیلش را به شما نگفته اند بر اساس تجربه هاتان... به نظر شما چه چیزی در کارهاتان دیدند که به این ارزیابی رسیدند شایسته نیست کارهای شما دیده شود؟
شروین پاشایی: دلیلش را حتا اگر نمی‌ گفتند کاملا واضح است. اما آنچه شنیدم رو نقلِ قول می‌کنم: به نمایشِ عموم گذاشتن فرمِ بدنِ زن در ایرانِ اسلامی! که در این سی و اندی سال سابقه نداشته و کاملا ممنوع و خلاف شرع بوده و هست!
وقتی شنیدید نمایش کارهاتان حالا دیگر مقدرو نیست چه فکری کردید؟ از این به بعد کارهایی بکنید که قابل نمایش باشد؟ اصلا دیگر کار نکنید؟ کار بکنید ولی تا در بر این پاشنه می چرخد آن ها را به نمایش نگذارید؟ یا اینکه مثلا بروید جایی زندگی کنید که کسی دستهای شما را مهار نکند و به افکار شما "دهانه" نزند؟
لحظه‌ی اول احساس کردم جهان بر سرم خراب شده، زمان گذشت و کمی آرامشِ ذهنیم رو پیدا کردم، با این نمایشگاه، من به قدمِ اولی رسیدم که چهارده سالِ پیش تصمیم‌اش رو گرفته بودم، برپاییِ نمایشِ عمومی از آثاری با محتوایِ "زنِ برهنه" در ایران در سال‌های گذشته نمایشگاه‌های زیادی رو با همین موضوع اما خصوصی برپا کردم برای ایجادِ فرهنگی که مخاطبان با دیدن چنین موضوعی آشنا بشوند، سال‌های اول افرادِ خاصِ کشور هم با دیدنِ چنین موضوعی مشکل داشتند.
این مسیریست که سال‌ها پیش انتخاب کردم. اگر قرار بود کاری انجام بدم که به آن مجوزِ نمایش بدهند، همان باراولی که جلویِ نمایشِ کارهام رو گرفتند تغییرِ مسیر می‌دادم. خیر ... باز هم کار خواهم کرد اما می‌دانم که به این زودی‌ها در ایران دیگر کاری به‌ نمایش نخواهم گذاشت، مقدماتی برایِ نمایشِ کارهایم خارج از ایران فراهم شده که به‌ زودی اتفاق خواهد افتاد هرچند که خودم داخلِ ایران باشم.
اگر کار های شما واقعا توقیف شده چطور است که خبر گزاری فارس ادعا می کند که کار هاتان توقیف نشده! آیا نقل قولی که آورده شده در رسانه های داخل، مبنی بر اینکه صاحب گالری گفته کارهاتان فروش رفته و دیگر دلیلی برای ادامه‍ی نمایش وجود نداشته درست است؟
اگر درست نیست آیا شما اقدامی کرده اید برای اینکه به گوش مخاطبان تان برسد که این حرفها پایه و اساسی ندارد؟
این‌روزها هر توقیفی که پیش می‌آید، پشتِ آن تکذیبه‌اش هم از طرفِ وزارتِ ارشاد در راه است و در اجتماع این تکذیبیه‌ها مضحک و خنده‌دار شده. آن‌هم از سویِ خبرگزاریِ فارس! با ممنوعیتِ کاری و شرایطی سخت‌تر از زندان، تریبونی برایِ رساندنِ حرفم به مخاطبان وجود ندارد، حتا وقتی اخطارِ بستنِ روزنامه‌یِ شرق رو به روزنامه دادند به‌خاطرِ انعکاسِ خبرِ توقیف، یعنی تمامیِ راه‌ها رو بستند.
روزِ اولی که من رو در وزارت ارشاد خواستند بدون موبایلم رفتم، در حینِ صحبت‌هایِ مسئولِ پیگیری، تلفنِ اتاق‌شان زنگ خورد و بعد به من گفتند: آقای پاشایی از خبرگزاریِ فارس تماس گرفتند با شما مصاحبه کنند! چه کسی حضورِ من در وزارت ارشاد رو به خبرگزاری فارس اطلاع داده بود جز وزارت ارشاد؟ هدف ساختنِ یک مصاحبه‌یِ دروغین بود که بتوانند در برابر پوششِ خبریِ خبرگزاری‌هایِ خارج از ایران درباره‌یِ این نمایشگاه و توقیفش، قد علم کنند و به قولِ خودشان از حیثیت ملی دفاع کنند! یعنی که "شما کارِ خلافِ شرع انجام دادید... نباید این ماجرا تبدیل به مسئله‌ای شود برای زیرِ سوال بردنِ نظام جمهوری اسلامی"سرانجام خبری در خبرگزاریِ فارس منتشر شد که حرف‌هایِ کاذبی بود که ظاهرا از جانبِ من بیان شده بودند، اما من از آن بی‌خبر بودم!
درباره‌یِ دفعاتی که وزارت ارشاد و حراستِ محرمانه من رو خواستند مفصل می‌شود در زمانی مناسب، تعریف کرد.
برایِ رسیدن به حقیقتِ راه‌هایِ ساده‌تری هم هست. به تاریخِ خبر توقیف نمایشگاه در روزنامه‌یِ شرق نگاه کنیم.  بعد تکذیبه‌یِ ارشاد منتشر شد. تکذیبیه‌یِ گالری تازه یک هفته بعد از آن منتشر شد!
چرا گالری با این همه تاخیر تکذیبیه داد؟!
تماسِ اول با من از طرفِ گالری بود. گفتند: کجایی ... بیا ... نمایشگاه توقیف شد و کارها باید از دیوار پایین بیاید. بعد از آن از وزارت ارشاد تماس گرفتند و احضارم کردند.
در ایرانِ امروز نمی‌شود از گالری انتظار داشت که هم‌ چون گذشته، باور داشته باشد که وظیفه‌اش حمایت از هنرمند است، و قابلِ درک است به فکرِ منافعِ خودش باشد وقتی تهدید می شود که باید تکذیبیه ای منتشر کند که از طرفِ وزارتِ ارشاد تایید شده باشد وگرنه گالری برای چندماه تعطیلِ می‌شود ...خوب ماجرا روشن است. البته اگر این تکذیبیه نبود، امروز حراستِ با تکیه به تکذیبیه‌یِ گالری اتهامِ من رو همکاری ‌با رسانه‌هایِ خارجی و ضد رژیم نمی‌دانست.  
و در آخر این‌که کدام گالری به‌دلیلِ فروشِ آثار، نمایشگاه رو زودتر از موعد به پایان می‌برد؟ چنین چیزی بی‌سابقه است حداقل در ایران! اگر نمایشگاه به‌دلیلِ فروشِ آثار پایان یافته چرا گالری به من مبلغِ آثارِ فروش رفته را بعد از دو ماه هنوز نداده است؟ اگر کارها فروش رفته چرا گالری به دلیلِ کمبودِ فضایِ انباریِ گالری از من خواست که در چند روزِ آینده کارها رو به آتلیه‌ام منتقل کنم؟ و هزاران چرا و دلیلِ دیگر می‌شود آورد برایِ اثباتِ عملکردِ توهین‌آمیزِ وزارتِ ارشاد!
 
چرا کار های شما بیشتر در مورد زن و بدن زن است؟ چه تجربه ای ... انگیزه ای و دلیلی برای این توجه ویژه دارید شیفتگی؟ نگاه زیبا گرایانه؟ از این منظر که بدن زن زمینه‍ی بهتری را برای آفرینش هنری ارائه می کند؟ تخیل را بیشتر بارور می کند؟ معدن تضاد های و چالش های اجتماعی است؟ یا بنا به دلایل دیگری به زنان بیشتر توجه دارید ... یا اصلا شاید به مردان کمتر اعتنا دارید! یا اینکه من اشتباه می کنم و کار هایی هم دارید که موضوع  آن به جنس دیگر مربوط است و من از آن بی خبرم.
 
خب ... سال‌های اول خودم هم نمی‌دانستم چرا، یا بهتره بگم به دلیلِ ناخودآگاه‌ش فکر نکرده بودم و فقط بر اساسِ کششِ درونیم که دوست داشتم در کارهام، زن حضور داشته باشه سراغِ اندام زن می‌رفتم، اما امروز می‌تونم جدا از کششِ درونیم برایِ استفاده از فرمِ بدنِ زن، بگویم که مقوله‌یِ باروری در زن، رفتارها و کنش‌های زنان در اجتماع، و زیباییِ فرمِ بدنِ زن، به من کمک می‌کند که به مفاهیمِ دیگری برسم برایِ بیانِ فکرها و ذهنیتم، در واقع از بدنِ زن استفاده می‌کنم به عنوانِ یک نشانه‌ و دنیایی پر رمز و راز برایِ بیانِ حرف‌هایی فراتر از جسم.
تقریبا می‌شه گفت که اکثر کارهایم با فرمِ بدنِ زن است و آن تعدادِ اندکِ دیگر هم که زن در آن‌ها نیست، به فرم و رنگ پرداختم و از مرد خبری نیست جز دو اثر، آن هم کاملا نامحسوس.
 
کارهای شروین پاشایی را از ۲۲ تا ۳۰ مارچ در "دانشگاه هنر برلین وایسن زه" به نمایش می گذارند. گشایش ساعت ۷ بعد از ظهر روز پنجشنبه ۲۲ مارچ
پس از برلین کارهای پاشایی را در گالری شهرزاد نیویورک و بعد در شیکاگو و میامی نمایش می دهند
 
روایت من از زنان برهنه ی پاشایی
مرز میان بالا و پائین تخیل و واقعیت پشت و رو،  دیروز و امروز، ممکن و ناممکن روشنی و ابهام در کارهای شروین پاشایی فرو میریزد. او به یاری قلم و قلم مو و امکانات دیجیتالی به آنچه در زندگی واقعی حضور ندارد، به آزادی ناب دست پیدا می کند، عکس هایی که ذهنش از زندگی گرفته به نقاشی تبدیل می شود. در دنیایش قوه ی جاذبه ی زمین نابود است و فیگورهایش جنین وار در کاسه ی ذهن باردار او هر جوری دوست دارند می چرخند و تاب می خورند. تنها عنصر ثابت و ماندنی در کارهای پاشایی "زیبایی" است که جنسیت آن "زنانه" است.

توضیح: این گفت و گو حدود دو ماه پیش انجام شده. پیگیری کردم ببینم آیا اکنون پس از چهار ماه که از "فروش" تابلو های ایشان گذشته، گالری سیحون مبلغی به ایشان پرداخته؟ پاسخ همانطور که انتظار می رفت منفی است.
 





www.nevisandegan.net