مرزپیما
ای کاش
تاريخ نگارش : ۲۱ تير ۱٣۹۴

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

ای کاش
سروده ای از ناهید باقری- گلداشمید
 
در پاسخ دیوانگی های دیوانه ای به نام" روژه گارودی"
پیشکش به قربانیان هولوکاست
 
 
کاش کابوسی بیش نبود،
در شبان مشوش تاریخ
و با تلنگر صبحی،
شکاف بر می داشت و محو می شد.
 
کاش این حقیقت جانسوز، هرگز
حک نمی شد بر جریده ی زمان
و معنا نمی گرفت،
روی سنگ ها و کتاب ها.
و زخم های عمیق نمی گزید سالیان
جگر " برگن بلزن " را،
" آشویتس " را،
" مایدانک "، " بوخن والد "،
" داخا و" و "مات هاوزن" را.
 
کاش رد پای مرگ،
هرگز به جا نبود،
برمرکز زمین
و یا بنا نبود،
بی شمار دخمه ها
واز نفس افتاده  کوره های بشر سوز،
با طعم دود بر زبان.
 
کاش میلیون ها نام،
به خاکستر نمی نشست
و " رهبر بزرگ " فجایع
ننگ بر پیشانی نمی نشاند.
 
کاش حق با دیوانه ای بود،
که امروز،
هم خوان دیوانگان دیگر
تاریخ را با لکه های درشت سیاهش
به هیچ می گیرد،
درد و سوگ نسل ها را کتمان می کند.





www.nevisandegan.net