مرزپیما
دهانش را بوییده بود مرگ
تاريخ نگارش : ۲ مرداد ۱٣۹۵

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

دهانش را بوییده بود مرگ
سروده ای از ناهید باقری - گلداشمید
برای بزرگمرد شعر معاصر ایران زنده یاد احمد شاملو به بهانه ی شانزدهمین سالروز خاموشی وی
 
 
 
آن که در دست و دلش چراغی داشت
و در نفس گیر شبان این خانه،
این زندان بزرگ،
با سیاهی سر جنگ،
تا برآمدن آفتاب دیری نپایید
دهانش را بوییده بود مرگ.
 
با خوی یک درخت
او ریشه اش به خاک بود
و دستان پر جوانه اش،
زادگاه وا ژگان ممنوع شده ی عشق،
انسان
آزادی
در سرزمین بی قوارگی امید
و بی صدا قتی لبخند.
 
اینک
در آینه ی زلال همه ی آب های جهان
درخشش الماس گون نامش،
هماره ی جاری





www.nevisandegan.net