مرزپیما
یک بار
تاريخ نگارش : ٨ مرداد ۱٣۹۵

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

یک بار
سروده ای از شاعر اتریشی الوونور زوزاک
برگردان از آلمانی به فارسی: ناهید باقری - گلداشمید
از کتاب آنتولوژی "رد پا" (آلمانی - فارسی)
 
یک بار
همچنان
در قطاری نشستن،
بی آن که
مجبور باشی بگویی به کجا
و حساب نکنی به ناچار،
برای چه مدت،
بی آن که
هراسی به دل افکنی
ز دوری راه.
تنها
در قطاری نشستن چنین
و به بیرون نگریستن
و جایی میان راه
یک باره
نفس را در سینه حبس کردن
و اندیشیدن،
بله،
همینجا پیاده خواهم شد
همینجا می خواهم بمانم.
 





www.nevisandegan.net