مرزپیما
حجاب اجباری یا بی حجابی اجباری
تاريخ نگارش : ٣۱ شهريور ۱٣۹۵

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    



حجاب اجباری یا بی حجابی اجباری

نوشته ای از مسیحا قلع ریز





در خبرها این روزها می شنویم که پلیس فرانسه از ورود زنان مسلمان با پوشش "بورکینی" به سواحل جلوگیری می کند و این موضوع بحث داغی را میان کاربران صفحات مجازی ایجاد کرده است تا جایی که " مسیح علینژاد" گرداننده صفحه " آزادی های یواشکی " (که برای انتقاد به حجاب اجباری بنا شده) نیز نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و این عمل پلیس فرانسه را تقبیح کرده است. همچنین بسیاری با انتقاد از پلیس فرانسه آن را مغایر با آزادی های فردی دانسته اند و فرقی میان این اجبار با حجاب اجباری قاعل نمی شوند و آن را مساوی با عدم آزادی در نوع انتخاب پوشش می دانند . برای روشن تر شدن موضوع بهتراست که ابتدا حجاب اسلامی را تعریف کنیم و به فلسفه حجاب بپردازیم که اصلا حجاب اسلامی چیست ؟ بعضی از بزرگان دین اسلام بر طبق آیات و روایات برآمده از قران و سنت، این موضوع را استخراج کرده اند که زنان موظف هستند که موها و اندام خود را از مردان غریبه و باصطلاح نامحرم مخفی کنند. به تعبیر آن ها به نمایش گذاشتن اندام و زلف زن حرام است و جزو گناهان کبیره محسوب می شود. البته همیشه در مورد احکام دین اختلافاتی وجود داشته است. ،شیخ یا مفتی یا آخوندی ممکن است با این موضوع کمی ملایم تر برخورد کند و یک مفتی و آخوندی دیگر موضعی سختگیرانه تر داشته باشد ، بهرحال آنچه را که در اینجا به آن می پردازم، موضوع اجباری بودن حجاب اسلامی است که در بعضی کشورهای مسلمان به ویژه ایران بشدت بر آن تاکیید می شود. حالا فلسفه ی چنین تفکری از کجا ناشی می شود؟ چرا باید چنین حکمی در دین اسلام و شاید بعضی ادیان دیگر وجود داشته باشد؟ مسلم این که چنین دستور و حکمی یک دستور مردانه و مردسالارانه است و تاکید بر آن دارد که همه چیز متعلق به مرد است، از مالکیت فرزندان، میزان ارث بری مرد گرفته تا اختیار کردن زنان بی شمار ، و حجاب هم به نوعی دیگر و بسیار پررنگ تر تفکر مردسالارانه و تحمیل آن به زن می باشد. وجود چنین نگرشی آنقدر خودخواهانه است که حتی دیده شدن زنانش در جامعه را نیز برنمی تابد که در اصل این خود نوعی سلب کردن آزادی، محدود کردن و نوعی حبس کردن زنان می باشد. در طول تاریخ اسلام چنین رویکردی در تمام ابعاد جامعه خود را بروز داده است. از ساختن نوع خانه های شان گرفته که به صورت دیوارهای بلند، اتاق های تو درتو است، تا زنانه، مردانه کردن زنگ در، نصب پرده پشت درهای ورودی،همه و همه برای این است که شدیدا از زنانشان محافظت کنند و همچنین بکار بردن واژها و القاب تحقیر کننده مانند ضعیفه و دیگر اعمال ضد زن که پوشیده بر هیچکس نیست. شوربختانه زنان بسیاری نیز این وضعیت را پذیرفته اند و به جای اینکه با این ستم تاریخی مخالفت کنند و به مبارزه بپردازند مانند بردگان حلقه بگوش آن را پذیرفته و ادامه می دهند حتی شاید لذت می برند و اگر کسی بخواهد نور آگاهی را بر مغزهایشان بتاباند مانند خفاش به غارهای تاریک جهل و نا آگاهی شان پناه می برند. وقتی در قرن بیست و یکم در کشور آزادی مثل فرانسه عده ای از زنان مسلمان هنوز گرفتار جهل و نادانی هستند و حاضر به دور انداختن عقاید مسموم پوسیده ی خود نیستند و با پوششی که فقط ناشی از خودخواهی و تمامیت خواهی مردانشان است پا به ساحل می گذارند و پلیس فرانسه این جهل و نادانی آنان را برنمی تابد، اعتراض می کنند و می گویند شما مخالف آزادی های فردی هستید! غافل از این که این خود به بندکشیده شدن است و زنی که در لباس های سیاه خود را زندانی کرده از کدام آزادی حرف می زند ؟! شوربختانه روشنفکرهای مملکت ما یعنی کسانی که خود برای آزادی زنان مبارزه می کنند با آنان همگام همراه شده و یکصدا به اعتراض پرداخته اند !! ناآگاهی و جهل درد بزرگیست و به این راحتی ها از بین نمی رود. پلیس فرانسه همچنان باید با جهل مبارزه کند. گفتار را با کلامی از آتاتورک که بی ربط به موضوع نیست به پایان می برم:

"بزرگترین نبرد تاریخ بشر، نبرد با جهل است"





www.nevisandegan.net