من یک زنم

نسرین بهجتی
تقدیم به تمام زنان دنیا

من یک زنم
من یک زنم … مثل خواهرم
مثل همسایه ام … مثل تو
گاه مثل یک عروسکم دست خودش
گیسوانم را رها می کند
چشمانم را سرمه می کشد
لپم را گلی می کند
گاه سوزن و نخم برای وصله جوراب دخترم
گاه کف صابونم برای پیرهن پسرم
من همان هزار دستانم
که هزار دست کم دارم!
گاه بس که خسته ام تنی تن مرا می کشد
اجاق لطف می کند و دل مرا
مارمالاد سرخ برای صبحانه فردا می سازد
من شعرهایم را در خواب می گویم
و با طلوع صبح بلند می گویم
صبح بخیر عزیزم نگران نباش
من شاعر نیستم!
بهترین جایگاه من کنار ظرفشویی ست
شعرهایم را بی اعتراض همه
برای ظرف ها دکلمه می کنم
ظرف ها کف می زنند
فردای آن روز رادیو شعر مرا می خواند
من شادیم را یک دور والس با جارو
کف آشپزخانه می رقصم
و به جای نماز … چادرنماز مادرم را
به تعداد رکعت ها تند می بویم و می بوسم
آه خدا کند مردی که به اندازه ظرف های
آشپزخانه مرا باور نکرد
یک شب فقط یک شب
شعرهایم را فالگوش می نشست!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *